پیت حلبی شب جمعه وساعت دو نیمه شب بود .جلوی مسجد محمدی (در اتوبان شهید محلاتی)مشغول ایست و بازرسی بودیم . من و چند جوان دیگر ،کنار ابراهیم هادی روی پله مسجد نشستیم و او برای ما صحبت می کرد .یکباره از جا پرید!!دوید وبه سمت ابتدای خیابان مجاور که صد متربا…
بیشتر »