باز هم مثل شبهاي قبل .نيمه شب كه از خواب بيدار شدم دوباره ديدم كه ابراهيم روي زمين خوابيده .با اينكه رختخو اب برايش پهن كرده بوديم ،اما ز مسجد آمد ،دوباره روي فرش خوابيد .صدايش كردم گفتم… بیشتر »

موضوعات: شهيد
   چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396نظر دهید »